معرفی کتاب
![]()
سلام دوستان.دیروز یک کتاب از عرفان نظر آهاری خوندم به اسم"جوانمرد"که مطالب جالبی داشت تصمیم گرفتم که به شماهم معرفیش کنم همین اول کار یکی از روایتهاشو انتخاب کردم و براتون نوشتم امیدوارم خوشتون بیاد.
میرفتند و میگفتند از اینجا تا خدا هزار فرسنگ است و هزاران گام.
جوانمرد اما برخاست و گفت:از اینجا تا خدا سه گام بیشتر نیست.
تعجب کردند و شوریدند و فریاد زدند و گفتند: عمریست می رویم و هنوز نرسیده ایم،چگونه است که تو می گویی سه گام بیشتر نیست؟!
جوانمرد گفت: گام اول این است که بگویی خدا،و دیگر هیچ، گام دوم انس است و سومین گام سوختن.
و خود گفت: خدا و انس گرفت و سوخت.
انها اما همچنان می رفتند و همچنان می گفتند:از اینجا تا خدا هزار فرسنگ است و هزاران گام.
بخشی از یک بالماسکه جاودانی هستیم که در آن نقابها می آیندو میروند!اما سزاوار چیزی بیش از این هستیم... منو تو شایستگی آن را داریم که ناممان روی چیزی جاودن حک شود،که در این جعبه ماسه بزرگ شسته نشود...