سیزده بدر

برايت يك بغل گندم، دلي خشنود از مردم.
برايت يك بغل مريم،‌كه مست از مي شوي هر دم.

برايت قدرت آرش،‌كه دشمن را زني آتش.
برايت سفره‌اي ساده،‌حلال و پاك و آماده.
برايت يك غزل احساس،‌دوبيتي‌هاي عطر ياس... .
برايت هر چه خوبي هست،‌صميمانه دعا كردم۰۰۰

 

تست شخصیت شناسی

چراغای رنگی وبلاگ خاموش.....!

تا حالا از این مطالب فک کنم نداشتیم....

اين آخرين و استانداردترين تست شخصيت شناسى است كه اين روزها در اروپا بين روانشناسان در جريان است. پاسخهايش هم اصلاً كار دشوارى نيست. كافى است كمى به خودتان رجوع كنيد. يك كاغذ و قلم هم كنار دستتان باشد كه بتوانيد امتيازهايى كه گرفته ايد را جمع بزنيد. حاضريد؟ پس شروع كنيد:


۱) چه موقع از روز بهترين و آرام ترين احساس را داريد؟
الف _ صبح، ب- عصر و غروب، ج _ شب

۲) معمولاً چگونه راه مى رويد؟
الف _ نسب

تاً سريع، با قدم هاى بلند، ب- نسبتاً سريع، با قدمهاى كوتاه ولى تند و پشت سر هم ، ج _ آهسته تر، با سرى صاف روبرو، د _ آهسته و سربه زير، ه- - خيلى آهسته

۳) وقتى با ديگران صحبت مى كنيد؛
الف _ مى ايستيد و دست به سينه حرف مى زنيد، ب- دستها را در هم قلاب مى كنيد، ج _ يك يا هر دو دست را در پهلو مى گذاريد، د _ دست به شخصى كه با او صحبت مى كنيد، مى زنيد، و ه-_ با گوش خود بازى مى كنيد، به چانه تان دست مى زنيد يا موهايتان را صاف مى كنيد

۴) وقتى آرام هستيد، چگونه مى نشينيد؟
الف _ زانوها خم و پاها تقريباً كنار هم، ب- چهارزانو، ج _ پاى صاف و دراز به بيرون، د _ يك پا زير ديگرى خم

۵) وقتى چيزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واكنش نشان مى دهيد؟
الف _ خنده اى بلند كه نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده، ب _ خنده، اما نه بلند، ج _ با پوزخند كوچك، د _ لبخند بزرگ، ه- - لبخند كوچك

۶) وقتى وارد يك ميهمانى يا جمع مى شويد؛
الف _ با صداى بلند سلام و حركتى كه همه متوجه شما شوند، وارد مى شويد
ب _ با صداى آرامتر سلام مى كنيد و سريع به دنبال شخصى كه مى شناسيد، مى گرديد
ج _ در حد امكان آرام وارد مى شويد، سعى مى كنيد به نظر سايرين نياييد

۷) سخت مشغول كارى هستيد، بر آن تمركز داريد، اما ناگهان دليلى يا شخصى آن را قطع مى كند؛
الف _ از وقفه ايجاد شده راضى هستيد و از آن استقبال مى كنيد
ب _ بسختى ناراحت مى شويد
ج _ حالتى بينابين اين ۲ حالت ايجاد مى شود

۸) كداميك از مجموعه رنگ هاى زير را بيشتر دوست داريد؟
الف- قرمز يا نارنجى
ب- سياه
ج- زرد يا آبى كمرنگ
د- سبز
ه- آبى تيره يا ارغوانى
و- سفيد
ز- قهوه اى، خاكسترى، بنفش

۹) وقتى در رختخواب هستيد (در شب) در آخرين لحظات پيش از خواب، در چه حالتى دراز مى كشيد؟
الف- به پشت
ب- روى شكم (دمر)
ج- به پهلو و كمى خم و دايره اى
د- سر بر روى يك دست
ه- سر زير پتو يا ملافه...
۱۰) آيا شما غالباً خواب مى بينيد كه:
الف- از جايى مى افتيد.
ب- مشغول جنگ و دعوا هستيد.
ج- به دنبال كسى يا چيزى هستيد.
د- پرواز مى كنيد يا در آب غوطه وريد.
ه- اصلاً خواب نمى بينيد.
و- معمولاً خواب هاى خوش مى بينيد.

 
 
 
خب اینم امتیازات جواباتون

سؤال اول: الف(۲ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۶ امتياز)

سؤال دوم: الف (۶امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۷ امتياز)، د (۲ امتياز)، ه (۱ امتياز)

سؤال سوم: الف (۴ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۵ امتياز)، د (۷ امتياز)، ه (۶ امتياز)

سؤال چهارم: الف (۴ امتياز)، ب (۶ امتياز)، ج (۲ امتياز)، د (۱ امتياز)

سؤال پنجم: الف (۶ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۳ امتياز)، د (۵ امتياز)، ه (۲ ا متياز)

سؤال ششم: الف (۶ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۲ امتياز)

سؤال هفتم: الف (۶ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۴ امتياز)

سؤال هشتم: الف (۶ امتياز)، ب (۷ امتياز)، ج (۵امتياز)، د (۴ امتياز)، ه (۳ امتياز) و (۲ امتياز)، ز (۱ امتياز)

سؤال نهم: الف (۷ امتياز)، ب (۶ امتياز)، ج (۴ امتياز)، د (۲ امتياز)، ه (۱ امتياز)

سؤال دهم: الف (۴ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۳ امتياز)، د (۵ امتياز)، ه (۶ امتياز)، ز (۱ امتياز)
 
 
 
 
نتیجه توی ادامه مطلب!
ادامه نوشته

دوستی

دل من دیرزمانی است که میپندارد
دوستی نیزگل است
گل نیلوفر ویاس
ساقه ای تردوظریف دارد
بی گمان سنگ دل است
آن که روا میدارد
جان این ساقه نازک را
دانسته بیازارد...

روز پزشک مبارک

دستهایی که شفا میدهند مقدس تر ازلبهایی هستند که دعا میخوانند.

محبت را در دستان پر امیدت و عشق را در پیراهن سفیدت یافتم.روزت مبارک!

با تبریک سال روز تولد ابوعلی سینا و روز پزشک و همچنین تبریک این روز به تمام همکلاسی های خوبم

برای همه ی پزشکان این مرز و بوم آرزوی موفقیت و شادکامی در تمام لحظات زندگی را دارم.

رحمت...

گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) 


ادامه نوشته

‎"مادر"

 

ای آشنای دیرینه ام
به تو وابسته ام همان که شاپرک به نور..و ماهی به اب
نفسهای من در امتداد نفسهای توست
ای آغازگر تنفسم
دوستت دارم
ای امید من
ای آرامش من
قلب پر هیجان من با نوازشهای تو آرام میگیرد
دستانت را به اندازه شبهای پر ستاره
دوست دارم
مرا در آغوشت گیر که محتاج یک نگاه توام
دستانت را بر انبوه موهایم بکش
که ساقه ساقه ان موهها با نوازشهای تو روییده اند
بوی تو نمونه ای ندارد
نگاه تو رقیبی ندارد
آسمان را تا زیر پاهایت پایین خواهم اورد
خورشید را به چشمانت خواهم تاباند
ماه را تاجی بر سرت خواهم زد
چشمانت را به وسعت مزرعه های سبز
دوست دارم
ای ریشه من
کسی مهربان تر از تو مهربانی نکرد
مهربانیت را به اندازه مهربانیت
دوست دارم
 

بخش هایی از یک وصیتنامه

اگر برای لحظه ای خداوند فراموش می کرد که من پیر شده ام

و به من کمی دیگر زندگی ارزانی می داشت، شاید تمام آنچه

را که فکر می کنم بازگو نمی کردم ، بلکه تأمل می کردم بر

تمام آنچه که بازگو می کنم. چیزها را نه بر مبنای ارزش آنها که

بر مبنای معنای آنها ارزش گذاری می کردم. کم می خوابیدم.

بیشتر رؤیاپردازی می کردم، در حالیکه می دانستم که هر

دقیقه ای که چشمانمان را می بندیم، 60 ثانیه نور را از دست

می دهیم.

 به رفتن ادامه می دادم آن هنگام که دیگران مانع می شوند.

بیدار می ماندم آن هنگام که دیگران می خوابند. گوش می دادم

هنگامی که دیگران سخن می گویند و با تمام وجود از بستنی

شکلاتی لذت می بردم.

اگر خداوند به من کمی زندگی می داد، به سادگی لباس می

پوشیدم، صورتم را به سوی خورشید می کردم و روحم را 

عریان می کردم.

خدای من، اگر قلبی داشتم نفرتم را بر یخ می نوشتم و منتظر

طلوع خورشید می شدم. با اشک هایم گل های رز را آب می

دادم تا درد خارها و بوسه ی گلبرگهایشان را احساس کنم.

 خدای من، اگر کمی دیگر زنده بودم نمی گذاشتم روزی بگذرد

بی آنکه به مردم بگویم که چقدرعاشق آنم که عاشقشان

باشم. هر مرد و زنی را متقاعد می کردم که محبوبان منند و

همواره عاشق عشق زندگی می کردم.

 به کودکان بال می دادم امَا به آنها اجازه می دادم که خودشان

پرواز کنند. به سالخوردگان می آموختم که مرگ نه در اثر پیری

که در اثر فراموشی فرا می رسد.

 آه انسان ها، من این همه را از شما آموخته ام. من آموخته ام

که هر انسانی می خواهد بر قلَه کوه زندگی کند بی آنکه بداند

که شادی واقعی ، درکِ عظمت کوه است. من آموخته ام زمانی

که کودکی نوزاد برای اولین بار انگشت پدرش را در مشت

ظریفش می گیرد، برای همیشه او را به دام می اندازد. من یاد

گرفته ام که انسان فقط زمانی حق دارد به همنوع خود از بالا

نگاه کند که باید به او کمک کند تا بر روی پاهایش بایستد. از

شما من جیزهای بسیار آموخته ام که شاید دیگر استفاده ی

زیادی نداشته باشند چرا که زمانی که آنها را در این چمدان

جای می دهم، باید با تلخ کامی بمیرم.

(گابریل گارسیا مارکز)

روز معلم

دیروز میگفتم :

مشقهایم را خط بزن … مرا مزن

روی تخته خط بکش … گوشم را مکش
...
مهر را در دلم جاری بکن … جریمه مکن

هر چه تکلیف میخواهی بگیر … امتحان سخت مگیر

اما کنون ..

مرا بزن … گوشم را بکش .. جریمه بکن .. امتحان سخت بگیر
مرا یک لحظه به دوران خوب مدرسه باز گردان
 
 

احترام متقابل

در عصر حاضر ارتباط يکي از مهم ترين موضوعات در زندگي فردي و اجتماعي انسان هاست و در هر ارتباطي حفظ آرامش و احترام به طرف مقابل يکي از ويژگي هاي انسان سالم و موفق به شمار مي آيد و به عنوان مهارتي در زندگي تک تک افراد مطرح است. اما اينکه اشخاص به چه شکلي آن را رعايت کنند و چقدر در روابط با ديگران آن را در نظر بگيرند، به ميزان درک، آگاهي و فهم هر فرد بستگي دارد. بعضي افراد در ارتباط با ديگران درصدد ارزيابي طرف مقابل بر مي آيند و تصور مي کنند که بايد نظرات و احساسات او را رد و يا به نوعي نظر خود را به او تحميل کنند. ارتباطي که بر پايه اين روش شکل گيرد غالباً تداوم نمي يابد وهر دو طرف دچار مشکل خواهند شد؛ چرا که در هر نوع ارتباطي حل مسائل و مشکلات طرفين، رفع تضادها و تعارضات، درک صحيح، رد وبدل کردن اطلاعات و رفع نيازهاي اجتماعي از جمله عواملي است که در شکل گيري يک ارتباط سالم نقش اساسي دارد و ارزيابي ديگري عنصر اصلي ارتباط باشد، نه تنها اهداف مذکور تحقق نمي يابد، بلکه آرامش لازم در ارتباط نيز از بين مي رود؛ زيرا هميشه يکي غالب و ديگري مغلوب است. فرد غالب بدون رعايت احترام با تندي درصدد به کرسي نشاندن حرفش است و فرد مغلوب مجبور است يا با سکوت خود، حق را به طرف مقابل دهد و يا براي اينکه راستي و درستي حرفش را ثابت کند، به يکباره از کوره در رفته و او هم دقيقاً با همان تندي جواب طرف مقابل را بدهد. در حالي که بايد به خاطر داشته باشيم که در برخورد با ديگران و در برقراري ارتباط با آنها، احترام به طرف مقابل و در نظر گرفتن ديدگاه و نظرات فرد، مهم ترين نکته است. اگر ما افراد را همان طور که هستند بپذيريم و براي آنان بدون هيچ قضاوت و پيشداوري احترام قائل باشيم و به نظراتشان توجه کنيم، نه تنها به گسترش روابط خود کمک کرده ايم، بلکه در آن ارتباط، آرامش خاصي ايجاد نموده ايم. اگر ما بپذيريم که همه افراد مانند هم فکر نمي کنند و هر کدام داراي ويژگي ها و نقطه نظرات خاص خود هستند، قطعاً بهتر مي توانيم ارتباط مان را هدايت کنيم. بديهي است که ديگران مانند ما نيستند؛ چون تفاوت هاي فردي مهم ترين مشخصه انسان هاست.

 

منبع:راسخون

نوروز مبارک



اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز

هر سال این فکر را به یادمان می آورد.

پسنوروزتان مبارک که سالتان را سرشار از عشق کند.

راستی امسالم که سال نهنگ شد...

و اینکه بهاری های عزیزادامه مطلبو از دست ندن!(یه طالع بینیه)

ادامه نوشته

تنگه هرمز

روزنامه کیهان در یادداشتی با عنوان "«د» مثل «دلفين» احمق مثل كاخ سفيد!!" به قلم حسین قدیانی نوشت:
«تيم كيتين» (اسم را نگاه!!) فرمانده سابق يگان پنجم نيروي دريايي آمريكا مستقر در بحرين، از ارتش اين كشور خواسته است كه براي مقابله با ايران در تنگه هرمز از دلفين هاي آموزش ديده استفاده كنند! «سانفرانسيسكو كرونيكل» در همين زمينه نوشته: «دلفين ها قادرند با يك توانايي خاص، حتي با چشمان بسته، اجسام را در زير آب با رديابي امواج آنان پيدا كنند. به همين خاطر اين موجود دريايي يك مين ياب فوق العاده است».
و.....ادامه مطلب.....!!

ادامه نوشته

گفتگو کلاسی

سلام

خیلی وقت است می خواستیم یه کار جالبی بکنینم که همه همکلاسی های خوبمون تو اون شرکت داشته باشند ولی هر بار به دلایلی نمی شد الان اومدیم با کمک شما خوبان شروع کنیم و از نظرات و بحث شما لذت ببریم

گفتگوی کلاسی

در همه زمینه ها و هر چیزی که به نظرتون جالب اومد مثل موارد فرهنگی – اجتماعی(فقر و...) – دینی –علمی-پزشکی(بیماری ها . سرطان .  و...)– خانواده - دانشگاه – ازدواج- قوانین ومقررات -روابط دوستان – حجاب - سالمندان و...

اولیش رو ما شروع می کنیم و بعدیش با شما خانومها

بنام مهربان هستی بخش

سالمندان 

خانه سالمندان کجاست؟

آیا با گذاشتن والدین خود در خانه سالمندان موافقید؟

آیا در مورد والدین خود باید احساسی برخورد کنیم؟

اگه شما تو این شرایط بودید انتظارتون از فرزندان چه بود؟

و ...

روز ما...روز پزشک...

 

 

فقط من و تو میدونیم پزشکی چیه ...و پزشک یعنی چی...

که چی بودیم و چی داریم میشیم!که چی بهمون گذشته و خواهد گذشت...که چی میبینیم و چی فکر میکنن درباره خودمون و حرفون...وچه انتظاری دارن از ما،مردم و جامعه...

فقط من و تو میدونیم 7سال درس خوندن و خون دل خوردن که آخرش به چشم یه پزشک عمومی بهت نگا میکنن یعنی چی...

بعضی وقتا فکر میکنم قدرت و توان یه پزشک باید فوق بشری باشه و این جوریه که شاید بشه گفت خدا مارو  بر دو گونه آفرید: آدم و پزشک!

میگن برای رفع درد دردمندان باید بی درد بود...پس باید تظاهر به بی دردی کنیم و لبخند بزنیم!

آخه دیگرون روپوش سفید تورو میبینن و حقوقای آنچنانیو زندگی های راحتو سفرای خارجه و نفس بلند شده از جای گرمتو...

ولی تو از ورای این تصورات خودتو میبینیو کشیکا و بی خوابی ها، و سوند گذاشتن و استفراغ و خون مریضا،استرس و فحش و تهمتها،خرحمالی و درس پشت درس،امتحان پشت امتحان...که بعضی وقتا فک میکنی به رگبار بستنتو میگن بگی که اومد!!!

حالا همه اینارو بی خیال،بذارشون واسه دل بی درد خودمون!آماده شو برا شنیدن حرفای از گل نازکتر دیگرون:

دکتر فلانی؟؟؟ یجور گفتی دکتر گفتم فوق تخصصی چیزی داره حتما!!! حالا این متخصصاش چی حالیشونه که عمومی حالیش باشه !نری خودتو بدی دست عمومیا!!!

-مامان بزرگ پاشو بریم دکتر نکن این کارارو با خودت از دست میریا! -چی ننه دکتر؟؟؟(چهره مامان بزرگو همون جوری تصور کن که گفتی عزرائیل!)نه مادر این دکترا آدمو میکشن!!بذار عمر طبیعی خودمونو بکنیم ننه!!!

چی؟سرطان گرفته؟؟مگه خودش دکتر نبوده؟؟؟آخه چه طور ممکنه!!!!!!!

کی عملت کرده ؟خیلی خوبه آخه جای بخیت اصلا معلوم نیس!  –چیه ؟؟اندازه خون باباش پول گرفته هنوزم میخواستی جاش بمونه!وظیفش بوده!!!

و..........

فکر کنم دیگه خودتونم کم کم به این نتیجه رسیدین که پزشکی یعنی عشق...اگه عاشق این حرفه نباشی درجا میزنی دوست خوبم.

فقط باید دیگرانو تنها گذاشت با تصوراتشون و از همون فاصله میلیونی بهشون لبخند زد.....

روز پزشک بر تمامی سیلی خوردگان این راه مبارک!

 

 

 

 

جملات زیبا از مرحوم حسین پناهی

 عکس   جملات زیبا از مرحوم حسین پناهی (سری دوم)

درک زیبایی ‚ درکی زیباست
سبزی سرو فقط یک سین از الفبای نهاد بشری
حرمت رنگ گل از رنگ گلی گم گشته است
عطر گل خاطره عطر کسی است که نمی دانیم کیست
می آید یا رفته است ؟
چشم با دیدن رودخونه جاری نمی شه
بازی زلف دل و دست نسیم افسونه
نمی گنجه کهکشون در چمدون حیرت
آدمی حسرت سرگردونه
ناظر هلهله باد و علف
هیجانی ست بشر
در تلاش روشن باله ماهی با آب
بال پرنده با باد
برگ درخت با باران
پیچش نور در آتش
آدمی صندلی سالن مرگ خودشه
چشمهاشو می بخشه تا بفهمه که دریا آبی است
دلشو می بخشه تا نگاه ساده آهو را درک بکنه
سردمه
مثل پایان زمین

ما چرامی بینیم
ما چرا می فهمیم
ما چرا می پرسیم

معرفی کتاب

 

به خاطر استقبال خوب شما عزیزان از پست معرفی کتاب قبلی خواستم معرفی کتاب این هفته رو اختصاص بدم به یک زندگی نامه، من عاشق زندگی نامه هام  به واقعیت نزدیک ترن  و پر از تجربه.

کتابزندگی پزشکی من  از دکتر آندره سوبیران.درباره دوران پزشکی یک پزشک عاشق این حرفه است.اصولا پزشکای ما عادت ندارن شرح دروه کار آموزی و تحصیل خودشونو طوری که برای عموم قابل استفاده باشه بنویسند اما این پزشک فرانسوی در این سرگذشت بدون اینکه  به طور تخصصی وارد مباحث علمی بشه خیلی چیزارو به ما یاد میده. عمل های جراحی رو اونقد ملموس توصیف کرده که خودتو اونجا حاضر میبینی ...

به خاطر علاقه ای که بعضی از شما دوستان به این کتاب نشون دادید یه ادامه مطلب براش نوشتم که خوندنش خالی از لطف نیست.

ادامه مطلب یه نمه طولانیه پس اونایی بخونن که به این کتاب علاقه دارن.

چون این کتابو خیلی وقت پیش خونده بودم برام یکم سخت بود که بخوام کل کتابو تو چند جمله خلاصه کنم بنابراین کتابو برداشتم وشروکردم به ورق زدن،عادت دارم وقتی کتابی رو میخونم از اون قسمتایی که بیشتر خوشم میاد زیر مطالبش خط بکشم،هرچی گشتم نمیتونستم بین مطالب قشنگ این کتاب یکی رو انتخاب کنم بالاخره تصمیم گرفتم متن کامل یکی از بخشای این کتابو براتون عینا کپی پیست کنم!(الان سرو کله آقای کشوری پیدا میشه!)این قسمت مربوط میشه به روز اولی که این آقای دکتر قصه ما قدوم مبارکو راهی فضای دل انگیز بیمارستان میکنه،خب واما ادامه داستان...

 

ادامه نوشته

معرفی کتاب

 

با اجازتون میخوام بخش معرفی کتاب رو از یک رمان شروع کنم.یکی از بهترین کتاباییه که خوندم.

رمان کوری اثر ژوزه ساراماگو.

این رمان یکی از برترین رمان های جهان و برنده جایزه نوبل سال 1998 میلادی میباشد .ساراماگو

نویسنده این رمان در سال 1922 در نزدیکی لیسبون در خانواده ای تنگدست بدنیا آمد و به دلیل فقر

نتوانست تحصیلات دانشگاهی اش را تمام كند و در یک آهنگری به کار مشغول شد تا بتواند به طور پاره

وقت به تحصيلش ادامه دهد.رمان "کوری" در سال 1995 منتشر شد. ساراماگو می گوید:" این کوری

واقعی نیست، تمثیلی است. کور شدن عقل و فهم انسان است. ما انسان ها عقل داریم و عاقلانه رفتار

نمی کنیم...."کوری" یک اثر خاص است؛ یک رمان معترضانه اجتماعی - سیاسی، که آشفتگی اجتماع و

انسانهای سردرگم را در دایره افکار خویش و مناسبات اجتماعی بيان میکند.

 

 

دست...

یه مطلب خوشکل...

برید ادامه مطلب

ادامه نوشته

برای بهترین دوستانم

سلام.

 طبق معمول احتمالا میگین تکراریه!!خب بگین!مهم نیست.........



**مهم نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر.


 

**اگر کسی تو را پشت خط گذاشت تا به تلفن دیگری پاسخ دهد تلفن را قطع کن.



**هیچوقت به کسی که غم سنگینی دارد نگو " می دانم چه حالی داری " چون در واقع نمی
داني.



**یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهی نوعی شانس و اقبال است.



**از صمیم قلب عشق بورز. ممکن است کمی لطمه ببینی، اما تنها راه استفاده بهینه از
حیات همین است.



**در مورد موضوعی که درست متوجه نشده ای درست قضاوت نکن.



**وقتی از تو سوالی را پرسیدند که نمی خواستی جوابش را بدهی، لبخند بزن و بگو: "برای
چه می خواهید بدانید؟"


**هرگز موفقیت را پیش از موقع عیان نکن.



 **راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نکن.

 

 **شغلی را انتخاب کن که روحت را هم به اندازه حساب بانکی ات غنی سازد.



 **سعی کن از آن افرادی نباشی که می گویند : " آماده، هدف، آتش"


 
 
 **وقتی در راه مسافرت، هنگام ناهار به شهری می رسی رستورانی را که در میدان شهر است
انتخاب کن.




**طوری زندگی کن که هر وقت فرزندانت خوبی، مهربانی و بزرگواری دیدند، به یاد تو
بیفتند.


**فقط آن کتابهایی را امانت بده که از نداشتن شان ناراحت نمی شوی.



**ساعتت را پنج دقیقه جلوتر تنظیم کن.



**هنگام بازی با بچه ها بگذار تا آنها برنده شوند.



**فروتن باش، پیش از آنکه تو به دنیا بیایی خیلی از کارها انجام شده بود.


**از کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، بترس.


**فراموش نکن که خوشبختی به سراغ کسانی می رود که برای رسیدن به آن تلاش می کنند.

گویا عزای صادق آل پیمبرست....

گویا عزای صادق آل پیمبرست....

 

 

 

زین ماتمی كه چشم ملایك ز خون، ترست

گویا عزای صادق آل پیمبرست...

یا رب چه روی داده، كزین سوگ جانگداز

خلقی پریش خاطر و، دلها پر آذرست

مُلك و مَلك به ناله و افغان و اشك و آه

چون داغدار، حضرت موسی بن جعفرست

خون می رود ز فرط غم از چشم شیعیان

زیرا كه قلب عالم امكان مكدرست

منصور، شاد گشت ز قتل خدیو دین

اما به خُلد، غمزده زهرای اطهرست

او گرچه كشت خسرو دین را ولی به دهر

نامش به ننگ تا به ابد ثبت دفترست

تن در نداد بر ستم و، این كلام نغز

بر پیروان حق و عدالت مقررست:

آزاد مرد، تن به زبونی نمی دهد

مرگ از حیات در نظر مرد خوشترست

تنها نه اشكبار چشم صفا زین عزا بود

دلهای شیعیان همه از غم مكدرست.

خلیج همیشه فارس

سلام به همگی دوستان لینکی که اینجا قرار دادم مربوط میشه به کمپین یک میلیون امضای گوگل برای تصمیم در مورد نام خلیج فارس!

به این لینک برید و به خلیج فارس رای بدید.

http://www.persianorarabiangulf.com/index.php