ای آشنای دیرینه ام
به تو وابسته ام همان که شاپرک به نور..و ماهی به اب
نفسهای من در امتداد نفسهای توست
ای آغازگر تنفسم
دوستت دارم
ای امید من
ای آرامش من
قلب پر هیجان من با نوازشهای تو آرام میگیرد
دستانت را به اندازه شبهای پر ستاره
دوست دارم
مرا در آغوشت گیر که محتاج یک نگاه توام
دستانت را بر انبوه موهایم بکش
که ساقه ساقه ان موهها با نوازشهای تو روییده اند
بوی تو نمونه ای ندارد
نگاه تو رقیبی ندارد
آسمان را تا زیر پاهایت پایین خواهم اورد
خورشید را به چشمانت خواهم تاباند
ماه را تاجی بر سرت خواهم زد
چشمانت را به وسعت مزرعه های سبز
دوست دارم
ای ریشه من
کسی مهربان تر از تو مهربانی نکرد
مهربانیت را به اندازه مهربانیت
دوست دارم