باز امشب حق صدایم کرده است ......وارد مهمانسرایم کرده است
با همه نقصی که در من بوده است.....باز هم او دعوتم بنموده است
مهمانی شد شروع ای عاشقان .....نور حق کرده طلوع ای عاشقان
باز معشوق سفره داری میکند.... دعوت از عبد فراری میکند
سر سفره های افطار مارو از دعای خیرتون فراموش نکنید.
+ نوشته شده در جمعه سی ام تیر ۱۳۹۱ ساعت 22:6 توسط حمیده اسماعیل نژاد
|
بخشی از یک بالماسکه جاودانی هستیم که در آن نقابها می آیندو میروند!اما سزاوار چیزی بیش از این هستیم... منو تو شایستگی آن را داریم که ناممان روی چیزی جاودن حک شود،که در این جعبه ماسه بزرگ شسته نشود...